
استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و ازامیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند.در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد. به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد.در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای 1351 تا 1357 به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال 1355 به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال 1355 موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند.
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش

تلاش شهید مطهری برای احیاء اندیشه اسلامی تنها در پیرایه زدایی محدود نشد، بلکه او به همان اندازه که با افزودن وضمیمه کردن نسنجیده افکار دیگران و التقاط مذموم مخالف بود با جمود و تحجر و خرافه پرستی و افتخار ابلهانه به استخوانهای پوسیده گذشتگان و جلو گیری از نوآوری و هراس از ابتکار نیز به شدت مخالف و با آن مبارزه می کرد.
سخن درد مندانه استاد مطهری در باره تفسیرهای نا صواب چنین است:
دین مقدس اسلام، یک دین ناشناخته است.حقایق این دین،تدریجاً در نظر مردم واژگون شده است و علت اساسی گریز گروهی از مردم، تعلیمات غلطی است که به نام دین داده می شود. هجوم استعمار غربی، با عوامل مرئئ و نا مرئئ اش، از یک طرف و قصور یا تقصیر بسیاری از مدعیان حمایت از اسلام، در این عصر،از طرف دیگر ، سبب شده که اندیشه های اسلامی در زمینه های مختلف، از اصول گرفته تا فروع،مورد هجوم و حمله قرار گیرد. بدین سبب ، این بنده،وظیفه خود دیده است که در حدود توانایی درمیدان انجام وظیفه نماید
استاد مطهری به منظور احیای اندیشه اسلامی و دمیدن روح و حیات و حرکت در پیگره های افسرده و نیمه مرده مسلمانان،در اولین قدم به ریشه یابی علل فاجعه ای که تضعیف روح دینی واعراض از حق ناگرفته میپردازد.استاد در کتاب علل گرایش به مادیگری، از مواردی به عنوان برجسته ترین دلایل گرایش به مادیگری و روی گردانی از معنویت و ایمان در غرب یاد می کنند و در هر مورد می کوشد تا هم به روشنفکران غربزده ای که مبلغان بی جیره و مواجب فرهنگ غربی هستند و آن گونه می اندیشند که در غرب به آنها آموخته اند،و هم به مسلمانان خودباخته ای که ابهت و عظمت ظاهری تمدن غرب چشم آنها راخیره کرده و سبب شده تا آن را بی چون و چرا حق به حساب می آوردند،تفهیم کند که اگر غربی ها به هزار و یک دلیل،تفکر مذهبی را رها کرده و دین را افیون پنداشته اند، این امر تنها در مورد مذهبی که در میان ایشان رایج بوده صدق میکند و به هیچ وجه قابل انطباق بر اسلام که اساساً دین حیات و حرکت است و همگان را بر تلاش و تحرک فرا می خواند نیست.استاد شهید مطهری می گوید:اسلام همیشه دم از حیات و زندگی می زند و در حقیقت به آن نوع از زندگی دعوت می کند که سر شار از دانایی و توانایی است. اینکه در قرآن از خدای متعال با کلمه "حٌی" نامبرده میشود،معنایش این نیست که خدا قلب و خون و رگ و پوست دارد بلکه به خدا از آن جهت "حی" گفته می شود که دانای مطلق است.برنامه اسلام دانایی و توانایی یا آگاهی و حرکت است. بحث احیای تفکر دینی را استاد مطهری به مناسبت تجلیل و تحلیل از شخصیت علامه لاهوری مطرح کرد، وخلاصه آن بحث این است که اقبال، متوجه این نکته شده که اسلام هم در میان مسلمانان وجود دارد ئ هم ندارد. اسلام وجود دارد، به صورت این که ما می بینیم: شعائر اسلام در میان مسلمانان هست، بانگ اذان در میان مردم شنیده می شود. موقع نماز که می شود رو به مساجد می آورند،مرده هایشان را به رسم اسلام دفن می کنند برای نوزادهایشان به رسم اسلام، تشریفاتی قائل می شوند، اسم هایشان غالباً اسلامی است،.....ولی آن چه که روح اسلام است، دراین وجود ندارد،روح اسلام در جامعه اسلامی مرده است،این است که معتقد می شود به تجدید حیات اسلامی، و این حیات اسلامی را باید تجدید کرد و امکان تجدیدش هست، چون اسلام نمرده است، زیرا کتاب آسمانی اش هست، سنت پیغمبرش هست و اینها به صورت زنده ای هستند، یعنی کسی نتوانسته بهتر از آنها را بیاورد.پس یکی ازموارد تفکر اسلامی، این است که فکر ما،در مورد عمل، زنده شود و بفهمیم که اسلام دین عمل است و نه دین وابستگی های خیالی
یکی از پدیده های مشخص قرن حاضر گرایش عمــومی به آموزش و پرورش است و این توجه بر اثر دگرگونی نظام طبقاتی جامعه ناشی شده است . در دنیای کنونی مردم به این واقعیت پی برده اند که امکانات رشد به طبقه معیّنی اختصاص ندارد و از راه تعلیم و تعلّم می توانند آنچه را که در زمان های گذشته به طبقه خاصی از جامعه تعلّق داشت برای خودشان تأمین کنند. در جامعه امروز مهارت و تخصص از وسایل مؤثر تأمین زندگی بهتر و رفاه بیشتر است و عموماً تخصّص را در کسب تحصیلات دانشگاهی جستجو می کنند.ملل متمدن امروز برای تعلیم و تربیت اهمّیت بسزائی قائلند؛ آن را در صدر اولویت های برنامه خود قرار می دهند و از امور زیربنائی و حیاتی به حساب می آورند . رفاه و عظمت هر جامعه با تعلیم و تربیت نسبت مستقیم دارد بدین معنی که هر چه سطح آموزش و پرورش مردم بالاتر باشد سعادت بیشتری بر آن جامعه حکمفرماست و اگر بناباشد که مردم به حال خود رها شوند و هر کسی به دنبال خواسته ها و هوس های خود برود ، اجتماع به صورت ناموزون و ناهماهنگی در می آید که هرج و مرج و بی بندوباری بر آن حاکم خواهد بود. و اما در دین اسلام ، پیامبر اسلام که آخرین برنامة کمال و سعادت بشر را متجاوز از چهارده قرن قبل بر انسان عرضه داشت ، هنگامی که مردم در تاریکی جهل راه خود را گم کرده و به کلّی از تعلیم و تربیت بی بهره بودند ، مردم را به فراگیری علم و دانش و کسب فضائل و آداب نیکو فراخواند و فراگیری دانش رابر هر مسلمان واجب دانست.و نیز از تمامی روایات اسلامی بر می آید که انسان باید در تمام لحظات زندگی به سیر تکاملی خود ادامه داده ، پیوسته بر کمالات خود بیافزاید و در صدد اصلاح و تکامل خود باشد.بنابراین ضرورت و اهمیت فراگیری و پرداختن به تعلیم و تربیت بر هیچ کس پوشیده نیست و در پژوهش حاضر نیز سعی بر این شده تا ابعاد و ویژگی های تعلیم و تربیت را از دید یکی از علمای اسلامی ، شهید مطهری(ره) ، بررسی نموده و راههای دستیابی به آن را معرفی نماییم. باشد که با توکل بر خداوند در این امر موفق باشیم.تعلیم و تربیت نه تنها در اسلام و ایران بلکه مبحثی است که در تمام مکاتب فکری و در اکثر کشور های جهان مطرح بوده و نیز هست . متأسفانه تعلیم و تربیت اسلامی نزد خود مسلمانان مهجور مانده است و تنها زمانی از آن یاد می کنند که کشورهای دیگر با تحقیق و پیگیری مطالبی منطقی ، نکات تربیتی خاصّی را به عنوان اصول تعلیم و تربیت خود مطرح می سازند و آنگاه ما مسلمانان می اندیشیم که در تعالیم اسلامی مشابه چنین قضیه ای از قرن ها پیش وجود داشته اما ما به آن بی توجه بوده ایم بنابراین خالی از لطف نخواهد بود اگر بتوانیم اصول تعلیم و تربیت اسلامی را یادآوری و گردآوری نموده و سعی بر بکار بستن آنها نماییم.در اندیشه شهید مطهری (ره) تعلیم و تربیت ، بحث ساختن انسان ها است و مکتب اسلام مکتبی مشخص با هدف هایی معین است که برای دستیابی به این اهداف در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی ، انسانی را محور اصلی می داند، انسان هایی که جامعه انسانی را می سازند و از آنجاکه در اسلام ، هم اصالت فرد محفوظ است و هم اصالت اجتماع بنابراین طرح و برنامه ساختن افراد از آنجا که مقدمه و ابزاری برای ساختن اجتماع است و نیز یکی از اهداف مهم تعلیم و تربیت اسلامی است در اولویت قراردارد. افراد در جامعه اسلامی هم باید آموزش ببینند و هم پرورش پیدا کنند و اسلام راههای صحیح این امر رابه ما نشان داده است چنانچه بررسی افکار و عقاید علمای اسلام ثابت کننده و نمایاننده آن به ما می باشند.

تعلیم وتربیت از دیدگاه شهید مرتضی مطهری اندیشههای شهید مطهری باید به عنوان مبنای مواجهه علمی با افکار وارداتی جدید و دستیابی به نوآوریهای علمی در عرصه معارف دینی مورد توجه قرار گیرد. بررسی اندیشه و آرای آیت الله شهید مطهری و تأثیر آن در شکلگیری مبانی فکری انقلاب اسلامی و تجلیل از شخصیت کم نظیر ایشان هم، مورد نیاز جوامع اسلامی و هم ادای بخشی از وظیفه حقشناسی نسبت به اندیشمندان و فرزانگان انقلاب اسلامی است. شهید مطهری، با ایمان، علم و اعتماد به نفس والای خود و همچنین ادب و انصاف علمی در آن سالها شجاعانه وارد میدان شد و با یک مواجهه صحیح و علمی در مقابل تفکرات مارکسیستی و لیبرالیستی، توانست چهره روشن و نابی از تفکرات اسلامی ارائه دهد و جریان روشنفکری اسلامی صحیحی را پایه گذاری نماید که در واقع مبنای بخشی عمده از جریان فکری انقلاب اسلامی شد.» رهبر معظم انقلاب در پیام خود ضمن اشاره به این نکته که تا کنون تعریف جامعی از هویت فکری و روشنفکری شهید مطهری ارئه نشده است، آوردهاند: «مرحوم مطهری با قوت فکری و اندیشه صائب خود وارد میدانهایی شد که تا آن زمان هیچ کس در زمینه مسایل اسلامی وارد آن نشده بود». در این مراسم، سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهوری در سخنانی، ضمن برشمردن برخی از وجوه شخصیتی و اخلاقی استاد شهید مطهری گفت: «مطهری مرد میدان گفتگو بود، آن هم نه تنها در درون مرزهای سنت و فکر اسلامی که با همه ارباب ملل و نحل، آن هم نه به قصد سرکوب و ارعاب دشمنان، بلکه برای گسترش میدان فهم و خرد خود و مردمان دیگر.» در این همایش جهانی، نشستهای دوازدهگانه با موضوعات زیر برگزار شد: ـ تفکر خلاق ـ دین، آزادی و آزاد اندیشی ـ نوآوریهای فلسفی استادمطهری ـ دین، زن و حقوق زنان ـ شخصیتشناسی مطهری ـ دین، آزادی اندیشه و احیای تفکر دینی ـ گفتگوی میان ادیان ـ راهی به سوی تجدید فکر دینی ـ مطهری و مطالعات تطبیقی علم جدید ـ دین و اخلاق ـ اندیشههای کلامی و دینی استاد مطهری ـ دین، حقوق بشر و اندیشههای سیاسی ـ اجتماعی استاد مطهری ـ دین و تکثرگرایی دینی در ادامه خلاصهای از برخی عناوین مقالات این همایش را مرور میکنیم: نوآوری ها و روشهای فلسفی و کلامی استاد مطهری حرکت و زمان از موضوعات گستردهای است که مورد بحث و جست و جوی برخی حکما و فلاسفه قرار گرفته است. در همین راستا آیت الله سیدحسن مصطفوی استاد و رئیس گروه فلسفه دانشگاه امام صادق(ع) بعد از پرداخت به این مسئله که حکمای اقدم، زمان را جوهری سیال و ازلی و حتی واجب الوجود دانستهاند، گفت بعضی آن را موهوم و غیرواقعی و نیز متکلمین آن را امری نسبی و محققین حکمای اسلامی آن را مقدور حرکت و صغیه و یا جوهریه میدانند، وی سپس به نوآوری آرا و تحقیقات مهم استاد مطهری در این زمینه میپردازد. دکتر مهدی گلشنی استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، برخورد عمیق و فیلسوفانه استاد مطهری با علوم جدید را میستاید و در فرازی از مقاله خویش چنین میآورد: «استاد مطهری با علوم جدید با دیدی باز و خالی از تعصب برخورد میکردند. ایشان به نظریههایی که با خلقت جهان انسان سر و کار داشت اعتنای تمام داشتند. استدلال آوری صحیح و متین او چنان متقن بود که برای غیرمسلمان هم قابل درک و قبول بود. او در مقام استدلال با مسئله خلقت انسان، روح یا علیت، با قوت تمام علمی پیش رفته است.» دکتر غلامعلی حداد عادل استاد دانشگاه تهران و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی مقاله خود را با عنوان «مطهری و فلسفه تطبیقی در ایران معاصر» ارایه کرد. او مطهری را در تطبیق فلسفه اسلامی با فلسفه جدید غربی کم نظیر دانست و گستردگی تحقیقات او را ستود. تحقیقاتی که بیشتر برای افرادی بود که تحت تأثیر تبلیغات مارکسیستی و کمونیستی، ماتریالیسم دیالکتیک را فلسفه علمی و یگانه فلسفه معتبر جهان میشناختند. دکتر حداد عادل افزود: «باید مطهری را به سان فیلسوفانی چون هیوم، کانت و هگل، راهگشای فلسفه تطبیقی دانست». وی در این زمینه شرح مبسوط منظومه را در شمار فعالیتهای کاربردی فلسفه تطبیقی او قلمداد کرد. تلقی ناردست جامعه علمی غرب از فلسفه اسلامی باعث شده است که آنان این علم دقیق و راهگشا را در متافیزیک ارسطویی ـ افلاطونی ـ که به نوعی با سلیقهها و تزوقهای دین آمیخته است ـ منحصر دانند مقاله «مطهری، نمایشگر جامعیت و توانمندیهای فلسفه اسلامی» از دکتر حسین غفاری، استادیار دانشگاه تهران است. وی با درک دقیق از این تلقی ناقص، نقش اساسی استاد مطهری را در تبیین صحیح فلسفه اسلامی و درک عمیق وی در بزنگاههای علمی، کاویده است که درصدد برآمد تا اصالت فلسفه اسلامی را به آن بازگرداند. نویسنده در صدد است تا تبیین کند فلسفه اسلامی در علایق سنتی کلام قرون وسطایی تنیده نیست، او کوشیده است در این مقال اثر گذاری شهید مطهری را با طرح مباحث تطبیقی میان اندیشه غربی و فلسفه اسلامی ترسیم کند و بفهماند این علم گرانمایه دارای نیروی قوی علمی است که بدون تمسک برآن گرههای کور معرفتشناسی گشوده نگردد. اتهام اصلی بر فلسفه اسلامی ناکارآمدی آن در زندگی آدمی است و دین نیز بنهاده در گوشهای که متعلق به دوران گذشته است به راستی در این جرگه وظیفه و تکلیف یک فیلسوف اسلامی چیست؟ با نظری اجمالی بر آثار مطهری درمییابیم که استاد در پس تدریسها و نوشتههای فلسفی خود، آبستن دغدغههای شگرفتر، ملموستر و نزدیکتر به عرصه زندگی آدمیان است. از این رو چرخه محتوایی کتابها و مقالات علمی او را بر محورهایی میبینیم که در زندگی آن روز جامعه مهم و روزآمد بوده است. او در مقطعی از زمان حقوق زن را درمیکاود، و در زمانی به هنر و سینما و سیاست و در مقطعی دیگر به علم و ایمان و فطرت و دردهای جامعه مارکسیستی و ناسیونالیستی و... میپردازد. و درصدد برمیآید فاصله میان فلسفه را از اعتقادات افراد و زندگی روزمره آنان کم کند. «علم کلام و فلسفه اسلامی معاصر با تأکید بر آرای فلسفی شهید مطهری» عنوان مقالهای است از دکتر رضا داوری اردکانی استاد دانشگاه تهران و رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران. او این دغدغههای اصیل را از نگاه شهید مطهری بررسی میکند. او میخواهد نشان دهد که ثمره فعالیتهای فلسفی استاد دست کم به مقصد اثبات سازگاری دین با همه ارزشهای مقبول جامعه بشری نزدیک شده است. بر همین اساس میپرسد آیا این فیلسوف از قلمرو فلسفه به وادی علم کلام وارد شده است؟ آیا او یک متکلم است؟ با توجه به این که کار کلامی او با ماهیت کلام سابق متفاوت است، کلامی که آورده است چگونه کلامی است؟ نوآوری دیگر کلامی مطهری در مبحث عدل الهی است. در این مقاله دکتر غلامرضا اعوانی استاد دانشگاه شهید بهشتی و رئیس موسسه حکمت و فلسفه ایران به بحث عدل الهی از دیدگاه شهید مطهری میپردازد. و آن را در تاریخ اندیشه بشری مسئلهای پرنزاع میخواند. او با بررسی اجمالی سیر تاریخی مبحث عدل الهی نزد فیلسوفان و متفکران، نظریه شهید مطهری را در کتاب عدل الهی بررسی کرده، خصوصیات روش ایشان را که توأم با نوآوری است، تحلیل میکند. به راستی مطهری فردی دلسوز و دردمند بود و به جامعه دینی و بشری با دیدی عالمانه و شگرف مینگریست. بیشک میتوان گفت، او بر مسئله اندوه که تمام وسعت زندگی بشر را فرا گرفته است، نگاهی ویژه داشت تا آنجا که خانم دکتر نایلا سلیمانوا، استادیار دانشگاه خزر از آذربایجان این ویژگی انسان دوستانه را در لابهلای نوشتههایش دریافته و در جست و جوی نگاه پنهان او به دردها، آلام و رنجهای بشری میپردازد. نمونه آن، کتاب «انسان کامل» است که در آن به مسئله اندوه پرداخته شده است؛ از این رو، خانم نایلا در مقاله خود با عنوان «نگرشی بر مسئله اندوه از دیدگاه استاد مطهری» میگوید: در نگاه مطهری، انسان بدون اخلاق مثل حیوان است و شخصیت آدمی فقط با اصول اخلاقیاش معنا مییابد. معیار حقیقی انسان بودن، داشتن اندوه و درد متعالی است. تمام موجودات زنده، رنجهای مشترک دارند و درد اصلی انسان در این زندگی زودگذر و در حقیقت توجیه حیات و زندگی او، فقط یافتن راهی است که آدمی را به ابدیت هدایت میکند و اندوه اصلی همین است. جناب پرفسور عبدالواحد شمال اف، استاد فلسفه پژوهشگاه فلسفه حقوق آکادمی علوم تاجیکستان مقاله خود را با عنوان «ماهیت فلسفی ـ مذهبی استاد مطهری» طرح کرد. او از دریچه ماهیت فلسفی ـ مذهبی، نقش استاد مطهری را در تبیین مباحث اساسی میداند و درمییابد اندیشههای پرفروغ این بزرگ مرد بر اساس عقل و دانش است و در حقیقت به خاطر دفاع از دین اسلام است که در همه عرصههایی که شبهاتی نسبت به دین مطرح بوده حضور مییابد. وی مطهری را در حکمت نظری، جانب دار سومین اصل فلسفه اسلامی میداند که پایه گذار آن ملاصدرا است و به عنوان حکمت متعالیه مشهور است. وی معتقد است، اهمیت اندیشههای استاد مطهری در این است که الاهیات را در دو فصل جدید ازعلوم طبیعیات آزاد کرده و مقابل حمله متجددان، حکمت سنتی را از گزند تهاجم آنان مصون میدارد. قدرت نقادی فیلسوفانه از دیگر امتیازات استاد مطهری است که نشانگر آگاهی وسیع او در فلسفه کلاسیک و فلسفه نوین است. از این رو خانم پرفسور وجیه قانصو استاد دانشگاه لبنان در مقاله خود با عنوان «شهید مطهری و فلسفه غرب» میخواهد به چند پرسش اساسی پاسخ دهد؛ ـ میزان درک مطهری از واژههای افکار غربی چقدر است؟ ـ آیا او به جزء جزء افکار فلسفه غرب شناخت واقعی دارد؟ ـ آیا مطهری امکانات جدید فلسفه غرب را به کار گرفته است و اشکالات آن را وارد فلسفه اسلامی کرده است؟ در این مقاله سعی شده است کیفیت حضور افکار غربی در آگاهی و شناخت مطهری و کیفیت حضور مطهری در حرکت فلسفه غرب مورد بررسی قرار گیرد. دین، آزادی، آزاد اندیشی و احیای تفکر دینی چالشی که در فضای فکری دینی پدید آمده، زندگی دینی سنتی را با سؤالاتی مواجه کرده است که پاسخ به آن بسیار مهم و حیاتی است و سوال از چگونگی دینداری در دنیای جدید اندیشه متفکران را به خود جلب کرده است. مقاله «اسلام و دنیای متجدد؛ با الهام از اندیشههای استاد مطهری» از دکتر علی اصغر خندان عضو هیئت علمی و مدیر گروه معارف اسلامی دانشگاه امام صادق (ع) ناظر بر همین مباحث است. وی در پژوهش خود چند محور کلیدی را بررسی میکند. 1. شناخت نسبت و تجدد 2. شناخت تعارضهای آن دو 3. نقد سنت و تجدد 4. نظریهپردازی بر اساس جمع این دو مقوله در حیات دینی. اخلاق و آزادی دو مفهومی است که میتوان آن دو را به لحاظ معرفتشناسی بررسی کرد و رابطه میان آن دو را جست. شهید مطهری که در عرصههای علمی ـ دینی نقش خود را به درستی ایفا کرده، در این مقولات نیز افراد محقق را به خود جلب کرده است. مقاله «رابطه آزادی و اخلاق» از شریف لک زایی ناظر بر همین است که به این دو مفهوم با تأکید بر اندیشههای شهید مطهری پرداخته است. او آزادی و اخلاق را در مقابل و ضد هم نمیداند و اساسا آزادی را فضیلتی اخلاقی قلمداد میکند و آن را بر اخلاق مقدم میداند. «احیای تفکر دینی: اجتهاد و ارزیابی مجدد متون کلاسیک در دوران جدید با تکیه بر آرای شهید مطهری نام مقالهای است از دکتر لیاکات تکیم استاد دانشگاه دنور آمریکا که به بررسی براهین اصلاحگران گوناگون معاصر مسلمان و ارزیابی مجدد نهادهای فقهی سنتی میپردازد و با توسل به اصول هرمنوتیکی مختلف از جمله مصلحت، اجتهاد و... افکار مطهری را بازکاوی میکند. در این مقاله سعی شده است نقش مطهری در تأثیرگذاری بر موضوعاتی مثل حقوق بشر، آزادی بیان در شریعت اسلام و... بیان شود. دکتر اندروگاستافسون، استادیار فلسفه دانشگاه مینه سوتا از آمریکا اصول آزادیهای شخصی جان استیوارت میل را بررسی کرده است و نقش تبلیغات و اثرگذاری آن بر تصور جامعه چون شعر، هنر و دین و نقش مثبت دین را در حمایت از آموزش و عادات اخلاقی خوب از نگاه و اندیشه استیوارت میل مینمایاند. او نقادی مطهری از ماتریالیسم را کاملاً شبیه انتقاداتی از فرهنگ مصرفی میداند. یعنی دقیقا همان چیزی که از تفکر مسیحی جان استیوارت میل دریافت میشود. بحث از عقلانیت اسلامی بحثی کارآمد است که تفاوت آن با عقل گرایی غربی بسیار است. مقاله «ویژگیهای اصلی عقلانیت اسلامی» از دکتر ابوالفضل عزتی استاد دانشگاه و سرپرست بخش دانشگاهی کالج اسلامی لندن است که این تفاوت را از جهتهای مختلف و متعدد مثل تاریخ، فلسفه، کاربرد توجیه، منابع، تعریف، مبانی نتایج و... نشان میدهد. پرفسور مظفر اقبال استاد دانشگاه واترلو و رئیس مرکز «اسلام و علم» کانادا مقاله خود را با عنوان «دیدگاه اسلام درباره آزادی فکری و هرج و مرج فکری» طرح کرد. وی اعتقاد دارد که شرایط فکری فعلی، مسئله آزادی در اسلام را بسیار مبهم تعریف کرده است. او در صدد برآمده تا اصول آزادی بیان را در تفکر اسلامی به نحو دقیق بیان دارد و شکلی از مفاهیم آزادی که اکنون از آن بحث میشود را نشان دهد و ثابت کند که آزادی حاکم بر جوامع غربی، آزادی به معنای دقیق کلمه نیست بلکه هرج و مرج فکری است. اندیشههای قرآنی و فقهی و تربیتی تبحر مطهری در حوزههای فلسفی نباید توانمندی او را در عرصههای فقهی مغفول نهد. به همین خاطر دکتر علی مطهری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در مقاله خود با طرح «مسائل فقهی در آثار شهید مطهری» سعی کرده است، مقام فقهی او را که تا حدودی از نظرها دورمانده برجسته نماید و روش فقهی او را که به نوعی مثل روش مرحوم آیت الله بروجردی و امام خمینی است بررسی کند. قرآن پژوهی، جزیی دیگر از فعالیتهای علمی شهید مطهری است. در این زمینه نادعلی عاشوری تلوکی استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه نجفآباد مقالهای با عنوان «فعالیتها و دیدگاههای قرآنی استاد مطهری» ارائه کرده و در آن به بخشی از علوم قرآنی یعنی تفسیر و شیوه تفسیری استاد مطهری پرداخته است. مقاله «نکتههای تربیتی در آرای شهید مطهری» از دکتر علی شریعتمداری استاد دانشگاه تهران نظریات تربیتی شهید مطهری را کاویده و کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» را که حاوی مطالب تربیتی است بررسی میکند. مطهری آموزش را با روش تربیتی خاص ارائه شده، طرح میکند همان کاستیی که در نهادهای آموزشی ما موجود است و به نوعی با مقوله تربیت بیارتباط یا کم ارتباط است. دکتر شریعتمداری سعی کرده است، این نقیصه و خلا را که مورد نظر شهید مطهری نیز بوده و در مراکز آموزشی ما نیز احساس میشود، بیان کند. مقاله «دین و تربیت در افکار شهید مطهری» از حجت الاسلام و المسلمین الشیخ علی عبدالله سنان، محقق، مؤلف و مدیر تعلیم دینی اسلامی لبنان است که در چند محور تنظیم شده است. 1. منابع و ابعاد تربیت دینی 2. کارآیی تربیت در فرد و جامعه 3. چارچوب تربیت دینی 4. عوامل موثر در تربیت 5. رابطه تنگاتنگ دین و تربیت 6. شیوههای تربیت در قرآن و سنت 7. الگوی تشخیص انسانی در تربیت اسلامی تربیت اسلامی اساسا جزو دغدغههای مهم استاد بوده است را به همین خاطر نگاهی وسیع به این بعد دین داشته است. اندیشه های سیاسی ـ اجتماعی مطهری مطهری در حوزه فعالیتهای علمیاش مباحثی را پی میگیرد که میتوان آن را در شمار فعالیتهایی دانست که بر دین، فلسفه و ارتباطات ناظر است. از این رو؛ دکتر حمید مولانا استاد و رئیس بخش برنامههای ارتباط بینالملل دانشگاه امریکن واشنگتن در مقاله خود «فلسفه ارتباطات اسلامی از دیدگاه شهید مطهری» درصدد است نشان دهد، حوزه ارتباطات و روابط اسلامی در آثار مطهری به عنوان یک مجموعه منسجم و مستحکم است. او در توجیه پرداختن به این مسئله میگوید: «آنچه باعث جلب توجه من به فلسفه ارتباطات و روابط اسلامی از دیدگاه مطهری میشود، حس و امیدی است که همراه با پیوند تشکلهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و فناوری، حدود حوزهها را در جوامع اسلامی و در محیط جهانی تعیین میکند». دکتر محمد مشکات عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در مقاله خود با عنوان «دین و مردم سالاری در بنیادهای اندیشه استاد مطهری» به مولفههای آزادی، عدالت، معنویت، حاکمیت مردم، حاکمیت قانون، حقوق بشر، قانون شهروند و... از دیدگاه مطهری پرداخته است. دکتر حسن خجسته عضو هیئت علمی دانشکده صدا و سیما و معاون صدا در سازمان صدا و سیما مقاله خود را با عنوان «روششناسی شهید مطهری در بررسی مسائل زنان» پی میگیرد که در آن ویژگیهای نظام حقوقی طراحی شده از سوی شهید مطهری را چنین ترسیم میکند: 1. برابری خلقت انسانها در نوع 2. تفاوت انسانها در جنسیت 3.اصالت نظام خانواده دکتر لیندا کلارک، استادیار دانشگاه کونکوردیای کانادا در مقاله خود «آیت الله مطهری و زنان؛ بازسازی مبناگرایی آزاد» دیدگاههای وی را درباره زنان به خصوص در مورد جنبش آزادی زنان در محیط بررسی میکند و معتقد است با وجود محدودیتها موضع مطهری باز و مترقی بوده است. دکتر عبدالرئوف فضل الله محقق و دبیر کل مجمع فرهنگی عربی از لبنان مقاله خود را با عنوان «زن و حقوق زن از دیدگاه اسلامی با تأکید بر آرای استاد مطهری» چند محور اساسی را میکاود: 1. زن در عصر بربریت 2. زن در عصر تمدنهای بابل، مصر و رومانی 3. زن در دین مسیحی و یهودی 4. زن در جزیرةالعرب قبل از اسلام دکتر توشیوکورودا، استاد دانشگاه بین المللی ژاپن و رئیس انجمن مطالعات فرهنگی منطقهای از ژاپن مقاله خود را با عنوان «دموکراسی در اسلام و مقایسه با دموکراسی غربی با تأکید بر اندیشههای آیت الله مطهری» با نگاهی عمیق به دموکراسی غرب و اسلام این موضوع را بررسی میکند. او مبانی وجودشناسی دموکراسی اسلامی را با دموکراسی غرب متفاوت میداند و معتقد است، عامل کلیدی این تفاوت مفهوم توحید در اسلام است. زیرا توحید اصل اساسی برای درک همه چیز بر اساس وحدانیت است. روز چهارم این همایش با سخنرانی آیت الله جوادی آملی در قم ادامه یافت. ایشان طی سخنانی اساس پایهگذاری هر مکتبی را مبتنی بر فکر و عقل و اعتبار آن را در گرو پیش فرض اصول متعارفه دانست. وی در خصوص اسلامی کردن دانشگاهها افزود: «جداسازی کلاس دختران و پسران، مسلمان پروری است اما آنچه دانشگاههای ما را اسلامی میکند ارائه علوم اسلامی به نحو علمی و عقلی است». ایشان درباره حوزه اعتبار عقل گفت: «خدای سبحان به عقل بها داده و به حجتش حرمت نهاده و در مقام نعل و نه در مقام ذات و صفات خود را درگیر کرده است «لایسئل عما یفعل و هم یسئلون» آیت الله جوادی آملی در خصوص شخصیت علمی شهید مطهری افزود: «مطهری محرری توانا بود، محرر کسی است که دست و بال بحث را باز میکند که باید در وهله نخست، خود فردی آزاد باشد». حجت الاسلام والمسلمین حسینی بوشهری مدیر حوزه علمیه قم، سخنران دیگر این همایش بود، وی روحانیت را در مرحله نخست عهدهدار مدیریت فکری جامعه دانست و شهید مطهری را به عنوان نمونه بارز روحانیت، حامل قدرتی روحی و علمی معرفی کرد که به رسالت سترگ خود جامه عمل پوشانده است. وی او را پایبند به مبانی مکتب اسلام و دارای جامعیت علمی، آفاق فکری برون حوزوی، صاحب تفکری وسیع و منضبط خواند.


1. آیینه جام
2. اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
3. آزادی معنوی
4. اسلام و مقتضیات زمان (۲ جلد)
5. آشنایی با علوم اسلامی (۳ جلد: منطق و فلسفه، کلام و عرفان و حکمت عملی، اصول فقه و فقه)
6. آشنایی با قرآن (فعلا ۱۱ جلد)
7. شرح اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی (۵ جلد)
8. امامت و رهبری
9. امدادهای غیبی در زندگی بشر
10. انسان در قرآن
11. انسان کامل
12. انسان و ایمان
13. انسان و سرنوشت
14. بیست گفتار
15. پاسخهای استاد به نقدهای کتاب مساله حجاب
16. پیامبر امی
17. پیرامون انقلاب اسلامی
18. پیرامون جمهوری اسلامی
19. تعلیم و تربیت در اسلام
20. تکامل اجتماعی انسان
21. توحید
22. جاذبه و دافعه علی
23. جامعه و تاریخ
24. جهاد
25. جهانبینی توحیدی
26. حرکت و زمان در فلسفه اسلامی (۲ جلد)
27. حق و باطل
28. حکمتها و اندرزها
29. حماسه حسینی (۲ جلد)
30. خاتمیت
31. ختم نبوت
32. خدمات متقابل اسلام و ایران
33. داستان راستان (۲ جلد)
34. درسهای الهیات شفا (۲ جلد)
35. ده گفتار
36. زندگی جاوید یا حیات اخروی
37. سیری در سیره ائمه اطهار
38. سیری در سیره نبوی
39. سیری در نهجالبلاغه
40. شرح مبسوط منظومه (۴ جلد)
41. شرح منظومه (۲ جلد)
42. شش مقاله (الغدیر و وحدت اسلامی)
43. شش مقاله (جهان بینی الهی و جهان بینی مادی)
44. عدل الهی
45. عرفان حافظ (تماشاگه راز)
46. علل گرایش به مادیگری(به ضمیمه ماتریالیسم در ایران)
47. فطرت
48. فلسفه اخلاق
49. فلسفه تاریخ (۲ جلد)
50. قیام و انقلاب مهدی (به ضمیمه شهید)
51. لمعاتی از شیخ شهید
52. مساله حجاب
53. مساله ربا (به ضمیمه بانک و بیمه)
54. مساله شناخت
55. معاد
56. مقالات فلسفی (۳ جلد)
57. نبوت
58. نظام حقوق زن در اسلام
59. نظری به نظام اقتصادی اسلام
60. نقدی بر مارکسیسم
61. نهضتهای اسلام صد ساله اخیر
62. وحی و نبوت
63. ولاها و ولایتها
استاد مطهری به عنوان یکی از چهره هایی است که در احیای تفکر اسلامی، بیشترین نقش را داشتند و باید جزو یکی از پرچم داران بینش نوین اسلامی و طراح دوباره معارف اسلام در فضای فرهنگ امروزی جهان به شمار آورد.
استاد مطهری در سراسر زندگی پر برکت خویش، دائماً در اندیشه احیاء علوم دین، و حیات بخشیدن بر جانهای بی رمق مسلمین بود.او نه تنها خرافه زدایی و جدا ساختن پیرایه هایی را که بر اندام دین وصله کرده بودند، پیشنهاد میکرد بلکه خود فعالانه در این پالایش سهمی به سزا بر عهده کرفته بود.
تالیفات ،روش و شیوه زندگی و استدلال این استاد و دانشمند اسلامی چندان عظیم و بزرگ است که با گذشت زمان نه تنها قدیمی نمی شود بلکه همانند علوم اسلامی و دینی نیازنسل جدید بیش ازبیش به خدمات ایشان بیشترمی شود.بنابراین:
1-متولیان آموزش و پرورش کشور باید از کتب ارزنده این استاد در دروس دانش آموزان بیشتر استفاده کنند. تا نقش و زحمات این عزیز در قفسه های کتابخانه غریب نماند
2-اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم و فناوری باید در نشر وگسترش ایده ها ،کتب، تالیفات ونقش این استاد گرانقدر تلاش بیشتری در بین قشر جوان و بخصوص دانشجویان به عمل آورند.
3-نیروی مقاومت محترم بسیج،نهادهای انقلابی وروحانیت محترم تلاش بیشتری در جهت احیای نقش این استاد شهید بعمل آورند و تنها به روز معلٌم و هفته عقیدتی سیاسی محدود نشود.
4-بسیجیان و یاوران نظام جمهوری اسلامی با دست و زبان و پیروی از شیوه مسئول ومکلف به نشر و احیای زحمات این معلٌم شهید هستند.
5-درمجموع همه مسلمان در حد توان با مطالعه و تحقیق پیرامون خدمات ارزنده استاد شهیدمطهری دین خود را ادا نمایند.
امیدوارم با ارائه این مقالات هرچند ناقص است بتوانیم نقش کوچکی درشناخت این استادبه جامعه اسلامی ایفا نموده باشم.